X
تبلیغات
رایتل
جمعه 22 مهر 1390 @ 00:00

ولی خدایی فقط بچه های معماری !!

بعد اونوقت چرا کسایی که توو رشته خاصی درس میخونن، یه سری خصوصیات مشترک دارن؟ یا یه سری اتفاقات مشترک براشون میفته؟

مثلا بچه های برق اکثرشون هَپَلی ان ! یعنی اصن به سر و وضع خودشون نمیرسن اصولا. و البته عینکی هستن.

بچه های مکانیک هم اصولا بالای 90%شون، ترم 5 لیسانس به این نتیجه میرسن که اگه کافی-من میشدن قطعا موفق تر بودن یا حتی هنر و ادبیات میخوندن. زیاد شعر میخونن بنده خداها. حقیقتا دلم واسشون میسوزه.

بچه های نرم افزار هم معمولا خدای آرشیو هستند. پی دی اف آموزش همه چیز رو دارن! از طراحی وب گرفته تا نحوه زایمان طبیعی در 21 روز! و معمولا کمتر 2% پی دی اف ها هم خونده نمیشه. خودشون رو اصولا از لحاظ قدرت تجزیه و تحلیل برتر از رشته های دیگه میدونن (شیشکی ِ حضار)... به عنوان مشاور برای تهیه لپتاپ بین اطرافیان فعالیت میکنن. عوض کردن ویندوز هم کار دائمیشون تووی فامیله. ولی به جون مادرم توو دانشگاه نه چیزی راجع به عوض کردن ویندوز بمون گفتن نه جنس و نوع لپتاپ!!!

سخت افزاری ها هم مظلومان عالمن. خودشون رو الکی چسبوندن به کامپیوتر، در صورتی که بیشتر برق هستن تا کامپیوتر. از ور رونده و از اون ور مونده هستن.

بچه های حسابداری هم از اونجایی که معمولا حین درس، کار گیر میارن خصوصیت خاصی از خودشون بروز نمیدن! و کاملا معمولی هستند.

از همه باحال تر هم صنایعی ها هستن. هنوز واسم سواله که چرا به اینا میگن مهندس!!! همه کاره و هیچ کاره هستن. جالبیش اینه که معمولا نسبت به بقیه دردسرتر میرن سر کار.

هنری ها هم که همواره در حال داد زدن هستن و میگن "ما با همه متفاوتیم!!!" آقا نکنید این کارو، نکنید. بالای 5-6 دستبند با رنگای مختلف به دستشون بسته میشه و در تمامی جنبش های مختلف فعالیت میکنن!

کشاورزیا ولی خدایی از همه مظلوم ترن. کلی درس و واحد توو دانشکده های عمران و فلان پاس میکنن و درسای سخت سخت میره توو پاچه شون ولی در نهایت همه فک میکنن رشته شون به کاشت گل و گیاه و درخت محدود میشه.

و اما بچه های مدیریت.... این قشر، همون قشر سرمایه داران و فلان هستن که خون ملت رو توو شیشه میکنن. اگه همه دانشکده های عالم شلوغ شه و در اعتصاب به سر ببرن، این دانشکده به فکر اینه که چجور میشه یه پروژه و طرح رو بکنن توو پاچه یه نفر. غیر از پول و استفاده (بخونید سواستفاده) به چیز دیگه ای فکر نمیشه. افراد و اساتید رو به شکل اسکناس و رابطه بیزینسی میبینن. تووی هیچ رابطه ای که واسشون پول و منفعت نداره، وارد نمیشن. یه ضرب المثل معروف هست که میگه "آدم خوب، آدم با پروژه س". خب به حال ماهیت رشته مونه دیگه. گیر نده!


پ.ن.: احیانا لازم که نیست بگم من دو رشته ای هستم؟! لازمه؟ یا خودتون فهمیدید؟ ;) نه! خدایی اگه لازمه بگید تا توضیح بدم... عجب رویی دارید ها!!!! (اسمایلی خود درگیری)